قالب وردپرس درنا توس
خانه / از پنهان شدن و مقاومت کردن تا درخشیدن و دریافت کردن

از پنهان شدن و مقاومت کردن تا درخشیدن و دریافت کردن

پنهان شدن و مقاومت کردن

۱- هنگامی به شما شانس حضور در یک برنامه تلویزیونی زنده داده ­شود، میگویید: «من یک بازیگرم، در نمایش تلویزیونی زنده شرکت نمی­کنم».

۲- هنگام حضور در یک کلاس بازیگری، بخش­هایی مختص به خود را یاد نمی­گیرید و برای عدم انجام آن بهانه­ تراشی می­کنید. یا این­که در حال گذراندن دوره­ ی تحصیلات تکمیلی هستید و تعهدات خود را انجام نمی­دهید و کم­کاری خود را با بهانه ­های مختلف توجیه می­کنید.

۳- دوستتان پیشنهاد می­دهد که «شما باید محصولات، شرکت کسب‌وکار یا باشگاه یوگای خودتان را داشته باشید». شما پاسخ می­دهید: «دیوانه­ ای؟ با این اوضاع خراب بازار؟«ما فراموش می­کنیم که با اقدام و عمل است که کشف می­کنیم و یاد می­گیریم.

۴- قرار شده است در یک مراسم کاری مهم به‌عنوان فروشنده­ ی جدید یک منطقه، حضور یابید و تولیدکننده­ایی را که نماینده ­­ی او هستید ملاقات کنید. شما به آن مراسم نمی­روید و سپس درباره­ ی این­که چرا نرفتید، دروغ می­گویید.

۵- مشتری­تان درخواست معقولانه­ ای از شما دارد و شما جواب می­دهید:«کاملاً غیرممکن است» یا اینکه بدون اینکه ببینید انجام آن کار ممکن است یا نه با آن موافقت می­کنید. بعداً رنجش می­گیرید که چرا مجبورتان کردند پروژه­ای را انجام دهید که اتمام آن در فاصله ­ی زمانی موردتوافق، غیرممکن بوده است.

۶- شما در یک گروه موسیقی، نمایش و یا گروه کُر عضو هستید، از تکرار تمرینات خسته و آزرده شده و از تمرینات غیبت می­کنید. وقتی دلیلش را می­پرسند، با رنجش و غیرواقعی جواب می­دهید و سپس در یک کار دیگر خود را مخفی می­کنید. شما به استعدادهایتان پشت می­کنید و به نقطه­ ای  می­رسید که داشتن آن‌ها را فراموش می­کنید، سپس اصلاً باور نمی­کنید که استعداد یا توانایی داشته­ اید.

۷- شما شغلی را بدون برنامه­­ریزی شروع می­کنید و وقتی از شما سؤال می­شود چرا طرحی ندارید، باحالت تدافعی جواب می­دهید، سپس ملال­آور بودن کاری را که انجام می­دهید، قبول می­کنید و بدون اینکه به این فکر کنید که آینده آن کار کجاست به آن ادامه می­دهید.

۸- شما یک چشم ­انداز خلاقانه دارید ولی برداشتن هر گام عملی را رد می­کنید. این ممکن است به شکل عدم ارسال طرحِ پیشنهادی، سی دی، رزومه (سوابق)، نمونه کار و غیره باشد.

۹- وقتی فردی پیشنهاد می­د­هد که باید درآمد بیشتری کسب کنید، باحالت تهاجمی پاسخ می­دهید و پشت بهانه­ ی شرایط اقتصادی و بازار پنهان می­شوید یا در خصوص این­که اوضاع و شرایط چگونه است، تبدیل به فردی «واقع­گرا» می­شوید (به این معنا که بهانه ­جویی و منفی گرایی خود را واقع­گرایی می­نامید).

۱۰- شما معمولاً مشتری‌هایتان را با بدقولی و عدم تحویلِ به‌موقع ناامید می­سازید و یا اگر به‌موقع کار را تحویل دهید توأم با رنجش است.

درخشیدن و دریافت کردن

۱- به‌عنوان یک بازیگر هنگامی‌که شانس حضور در یک نمایش زنده­ ی تلویزیونی به شما پیشنهاد شود، می­گویید: «این می­تواند یک چالش مثبت باشد، بیا در موردش حرف بزنیم».

۲- شما در یک کلاس بازیگری هستید و واقعاً به این فکر می­کنید که: “چگونه می­توانم به بهترین شکل ممکن به این نقشی که به من داده‌شده است، به این کلاس و به بازیگری خدمت کنم؟” سپس به خانه می‌روید و با هدفمندی منظم و شایسته روی نقش خودتان کار می­کنید. یا شما در حال گذراندن دوره­ ی تحصیلات تکمیلی هستید و خود را تشویق می­کنید که تعهدات خود را به بخش­های قابل انجام تقسیم کنید و هر وقت نیاز به کمک داشتید، درخواست کمک می­کنید.

۳- هنگامی‌که دوستی توصیه­ای مانند این به ما می­کند: «تو باید کسب‌وکار خودت را داشته باشی» ما تشکر کرده و بررسی می­کنیم آیا این پیشنهاد می­تواند به ما کمکی کند. ما به یاد خواهیم داشت کاری که با تعهد و علاقه انجام شود، همیشه مشتری و بازار خود را خواهد داشت.

۴. ما به یک همایش کسب ­وکار یا رویداد صنعتی یا یک جلسه می­رویم که می­تواند چشم ­انداز ما را توسعه ببخشند. ما این ریسک را می­کنیم که توانایی­هایمان را با فراغ بال به دیگران ارائه دهیم و اجازه می­دهیم افراد مثبتی ما را احاطه کنند که صادقانه می­خواهند ما موفق شویم و می­خواهند تغییری برای خود و جهان باشند.

۵- ما در کلاس­هایی شرکت می­کنیم که برایمان موفقیت بیشتری به ارمغان می­ آورند و آن فعالیت­ها را با راهنما و یار عملکردی ­مشارکت می­کنیم و به بازخورد و نظر آن‌ها گوش می­دهیم.

۶- ما افرادی را جستجو می­کنیم تا به‌عنوان الگوی خود قرار دهیم- واقعی یا خیالی، معاصر یا تاریخی- که کیفیت­های مورد تحسین ما را مجسم سازند و به‌گونه‌ای رفتار می­کنیم که گویی آن افراد هستیم.

۷- قبل از این­که هر کسب­ و­کاری را شروع کنیم، آن را در یک جلسه عملکردی مطرح می­سازیم و برای ارتقای موفقیت آن، گام­های عملی برمی­داریم.

۸- ما با سپاس­گزاری طرح، سی دی، سابقه­ ی کاری و درخواست خود را برای کارفرمایان ارسال می­کنیم.

۹- ما به یاد خواهیم داشت که اقتصادمان شخصی و خداوند کارفرمای ماست. ما می­دانیم که حسِ موفقیت از رضایت درونی خودمان حاصل می­شود نه از مقایسه­ ی دستاوردهایمان با دیگران. ما می­دانیم که مسیر هرکسی متفاوت است و خودمان را با هیچ‌کس دیگر مقایسه نخواهیم کرد، چه دوست چه همکار و چه اعضای خانواده.

۱۰- ما می­دانیم که همه کارها به‌نوعی خدمت هستند و یک تعهد معنوی داریم که به‌طور شایسته به مشتریان خود خدمت کنیم.